معماری عمومی یونان:
معابد اولیه از چوب ساخته می شدند و با گذشت زمان، شکل چوبی آنها تدریجاً دگرگون شد و مصالحی ماندگار چون سنگ آهک و گاه مرمر به کار گرفته شدند. مرمر گران بود ولی کوه های سنگ مرمر بسیار نزدیک بوند: هومتوس در شرق آتن با سنگ آبی – سفیدش، پنتیلیکوس در شمال شرق آتن با سنگ سفید براقش که مخصوصاً برای کنده کاری مورد استفاده قرار می گرفت، و جزایر آیگینا، مخصوصاً پاروس، که مرمرهای دارای کیفیت های گوناگون را به مقادیر بسیار زیاد در اختیار هنرمندان قرار می دادند.
از لحاظ جغرافیایی یونان شامل جزایر و مستعمره هایی درآسیای صغیر، ایتالیا و سیسیلی بود. دسترسی به سنگ از نوع مرمر برای مجسمه سازی و اعتقاد مذهبی به پرستیدن چندین خدا این امکان را برای خلق هنر و معماری مقدس بونان فراهم می آورد. معماری یونانی، معماری تندیسی است، به این صورت که معبد وسیله ای برای حکاکی کردن است. ریکز (Rihoikos) و تئودور (Theodora) به همراه یک مجسمه ساز و یک مهندس اولین سازندگان معبد یونانی در ساموس (Samos) بودند. ریکز، مجسمه ساز و برنز کار، کسی بود که امروز ما به آن آرشیتکت و طراح می گوییم و تئودور مهندس مشاور بود. نقش اصلی اشخاصی مانند ریکز و طراحان جزئیات معماری، طراحی سر ستون ها، کتیبه ها و قالب های تزیینی بود که سنگ تراشان برای ساختمان نیاز داشتند. مهندسان و سازندگان یونانی موفقیت های چشمگیری در خلق آثار سنگی به جای گذاشتند.
معبد یونانی از لحاظ نقشه، شباهت نزدیکی به تالار بارگاه میسنی دارد و حتی در پیشرفته ترین شکل این معبد، سادگی بنیادی ساختمان تالار مزبور به چشم می خورد: یک اتاق تک یا دو اتاق تو در تو بدون پنجره با یک در (دو در برای مقصوره ی تو در تو )و یک رواق با دو ستون بین دیوارهای پیش آمده (ستون های بین دو جرز)، یا ستون بندی خلفی (ستون بندی بی دیوار)، یا ستون بندی خلفی و قدامی، یا هر یک از این نقشه ها که به وسیله ی یک یا دو ردیف ستون بندی محاط شده باشند. فضای داخل معبد یا سلا (cella) به عنوان جا خزینه قرار می گرفت و معمولاً یک ردیف دیگر از ستون داشت.

دوره های بررسی تاریخ هنر و معماری یونان:
هنر و معماری یونان دارای فراز و نشیب های فراوانی در طول تاریخ بوده است. و بر همین اساس می توان هنر یونان را در چهار دوره و معماری را در سه دوره از آن مورد بررسی قرار داد.
الف) هنر دوره ی هندسی
ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق_ م
ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق_ م
د) هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق_ م
اینک به بررسی معماری یونان در هر یک از دوره های فوق الذکر می پردازیم:
الف) هنر دوره ی هندسی:
به آثار هنری پیش از دوره ی آرکائیک اطلاق می گردد که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرح های منظم هندسی استفاده شده است.
ب) معماری دوره کهن (آرکائیک):
در این زمان، دوره ی هندسی جای خود را به مرحله یا "شیوه ی خاور مآبی" دوره ی کهن داد. این مرحله، مرحله ی گذرایی بود و پس از آن عناصر تازه ای از هنر، با هنر اصیل یونانی پیوند خورده و شیوه ای جدید پدید آورد که سبب بنیان و پیشرفت هنر یونان گردید. این دوره را به نام "دوره ی کهن" نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگ های ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است.
در دوران آرکائیک و پیش از آن معماری یونانی خشت و سنگ و چوب است.
دوران آرکائیک دوران جنگ بین آتنی ها (شهرنشین) و اسپارت ها (جنگ آور، دریانورد و دامدار) است.
پیامد روابط جدید با شرق، ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود.

معماری:
در دوره ی کهن دو مسیر هنری در شهرهای تحت نفوذ یونانی ها برقرار بود، یکی هنر دوریک که مشخص، بارسمیت و باصلابت و بی پیرایه در سرزمین یونان قرار داشت و دیگری شیوه ی هنری یونیک که دارای ظرافت بیشتر و خاص خود بود و در ناحیه ی آتیکا بود و پایتختش آتن واقع در کناره ی جنوب شرقی. سرزمین مرکزی یونان و جزایر اطراف آن در دریای اژه و همچنین بخش غربی آسیای صغیر، آن زمان مجزا بود. آثار معماری این دوره با استفاده از قطعات سنگ های تراشیده شده و بدون ملات ساخته شده اند که در مرحله ی اولیه در ساخت معابد از چوب برای ستون ها و پوشش سقف ها و آجر برای دیوار و سنگ صرفا برای پی ساختمان استفاده شده است. معابد کوچک و ساده بودند و کم کم فرم اصلی خود را یافتند. از قدیمی ترین معابد این دوره می توان از "معبد هرا" در "آلیمپ" یاد کرد که به شیوه دوریک و در سال 600 ق م ساخته شده است. ابعاد آن 5/18* 50 متر و بلندی ستون های آن 40/5 متر است. سقف شیروانی آن سفالی است. در داخل مقصوره دو ردیف ستون قرار دارد، و از خشت و سنگ و بویژه در پی از سنگ های نتراشیده استفاده کرده اند.
معبد "آپولو" در شهر "کورینت" یکی از بناهای قدیمی یونانی است که هنوز بعضی از ستونهای آن به جا مانده است. معبد به شیوه ی دوریک کهن و در قرن ششم ق_م ساخته شده است. در این بنا ارتفاع ستون های دوریک کوتاه و هنوز در مرحله ی آغازین بوده است. بالشتگ سر ستون نیز از این وضعیت تبعیت کرده است.
ج) هنر و معماری دوره ی کلاسیک:
این عصر دوران ثبات و شکوفایی تمدن و هنر یونان است. قرن پنجم و چهارم را باید بهترین ایام تحول و تکامل معماری یونان به شمار آورد. این دوره ی با عظمت، پس از پیروزی های درخشانی آغاز، و با اقدامات کشور گشایانه ی اسکندر مقدونی پایان پذیرفت. این فصل از حیات یونان نتیجه و مولود دوران باستانی و مقدمه ی دوران هلنیستی بوده است. دوران کهن با آن که دوران کار و ابتکار محسوب می شد، ولی آثار جوانی و ناآزمودگی از آن هویدا بود. در دوران هلنی که از لحاظ انتشار تمدن در دنیا اهمیت شایانی یافت علائم پیری و مهجوری در آن به چشم می خورد، در صورتی که در فاصله ی میان این دو دوره یعنی در دوره ی یونان کلاسیک جز موازنه، اعتدال و هماهنگی چیزی دیده نمی شود.
هنر دوره ی کلاسیک که چکیده ی تاثیرات اجتماعی و مذهبی یک ملت است در نهایت کمال و پختگی عرضه شده و در هنرهای باستانی جای ویژه ای را به خود اختصاص داده است. یونانیان موفقیت و پیروزی های خود را در جنگ ها مرهون خدایآن می دانستند و همین مسئله درهنر و معماری سرزمین شان کاملاً محسوس است.
در عصر کلاسیک با اینکه پس از جنگ های ایران و یونان پیشرفتی در هنرها حاصل شده بود اما با عبور از مرحله ی گذرا یونانیان در جوانب مختلف هنر به ویژه در معماری و پیکر تراشی فعالیت های چشمگیری را آغاز کردند. هنرمندان این عصر پدید آورندگان آثاری شدند که نه پیش از آن و نه در عصر هلنی به آن دست نیافته بودند.
مرکز فعالیت های هنری این دوره در شهر آتن بوده است. آتنی ها که گرد آوری تکه سنگ های پراکنده ی آکروپولیس آتن را پس از ویرانی شهر در سال ۴۸۰ ق_ م کسر شان خود می دانستند، به رهبری پریکلس نیرو و استقلال جدیدشان را با باز سازی کامل آکروپولیس که در واقع یکی از بزرگ ترین پروژه های ساختمانی جهان باستان تا پیش از روزگار رومیان بود، به جهانیان نشان دادند. پلوتارک یکی از مورخین یونانی در ۵۰۰ سال پس از باز سازی آکروپلیس می نویسد: "کارهای پریکلس مخصوصاً از این لحاظ ستودنی اند که شتابان ساخته شده اند. برای آنکه قدرت های جدید دوام بیاورند زیرا هر کار خاصی که او انجام می داد بی درنگ حتی در آن زمان که تازگی داشته به عنوان کاری باستانی شناخته می شد و دلیلش زیبایی و ظرافت آن کار بود و با این حال کار مزبور از لحاظ نیرو و تازگیش، امروز نیز چنین است. که گوئی تازه انجام شده است. در آن کارها گونه ای شکفتگی و تازگی وجود دارد که غبار گذشت زمان را از چهره شان می زداید."
از دوران کلاسیک معماری یونانی به معماری سنگی تبدیل شد.

معماری:
معماری دوره کلاسیک به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیکر تراشی که در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت، به اوج و رونق خود رسید. با اینکه درباره ی معماری این دوره نوشته ها بسیار است، ولی باید به چند بنای مهم اشاره کرد. شهر آکروپولیس یا ارگ آتن که بر روی تپه ای ساخته شده از اقدامات بزرگ معماری این دوره است.
معبد "پارتنون" به سرپرستی "فیدیاس" و دو معمار دیگر، معبد الهه ی "آتنا"و معبد "ارختئوم" و چند بنای دیگر هم بر بلندای آکروپولیس ساخته شده اند.
معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفت های شایانی کرد. سنگ های مورد استفاده ی دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بست های فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره ی کهن در کنار هم قرار گرفتند نصب سفال های بام پوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود. ساختمان معابد دارای پلان سه بخشی بود که مشتمل بود بر ۱ـ رواق ورودی (پیشخان) ۲- تالار (اتاق) قرار گاه پیکره ی الهه ۳- پستو برای نگهداری نذورات.
پلان اصلی بناها چهار گوش بود، به جز چند پرستش گاه که با نقشه ی مدور ایجاد شده و دور ستونی بودند که بهترین نمونه ی این گونه بناها معبد "تولوس" است که در شهر دلفی قرار دارد.
به جز معابد و ساختمان های رسمی در این دوره شهر سازی نیز پیشرفت نمود و انواع بناهای عمومی مانند: تالارهای اجتماعات به شکل آمفی تئاتر گذرگاه های سر پوشیده و ستون های یادبود در خیابان ها، ورزشگاه ها و باشگاه های پرورش اندام پهلوانان، میدان های دو و اسب سواری با ردیف جایگاه های پلکانی برای تماشاگران که این گونه آمفی تئاترهای سر گشاده بر شیب تپه و گرداگرد میدان ورزش ساخته می شد.
د)هنر و معماری دوره ی هلنی:
برای نخستین بار یک تاریخ دان آلمانی در سال ۱۸۳۶ میلادی واژه ی "هلنیسم" را بکار برد، و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ ---------- و فرهنگی و هنری یونان که مشخصه ی آن پدید آمدن دولت ها در مناطق امپراتوری یونان پس از مرگ اسکندر بود، اطلاق گردید. این دوره از سال ۳۳۰ ق_م تا ۲۷ ق_م تداوم یافت. محدوده ی جغرافیایی هنر هلنی از شمال تا جنوب روسیه، از شرق تا هند و از جنوب مصر و شمال آفریقا و از طرف غرب کناره های مدیترانه، فرانسه و اسپانیا بوده است. شهر تاکسیلا در پاکستان جزو آثار دوره هلنی است.
پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید. تا آنجا که نیمی از جهان آن روز را زیر سلطه ی خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون موجب گردید که هنر اصیل یونان، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد و در اغلب موارد منحصراً برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخ های حاکمان مقتدر به کار رود و از طرفی این دوره از نظر هنری و فرهنگی تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آن را "یونانی مابی" (هلنیسم) نام نهاده اند. البته برخی از پژوهندگان معتقدند که هنر دوره ی هلنی یا یونانی مابی دنباله ی مستقیم تحولاتی است که نه در زمان اسکندر بلکه پنجاه سال پیش از آن روی داد.

شیوه های معماری یونان :

الف) شیوه ی دوریک:
شیوه ی دوریک یا دوریسی که نام خود را از سرزمین مرکزی یونان گرفته است، اصلی ترین شیوه ی معماری یونان است. زیرا هم قدیمی تر و هم مشخص تر از سایر شیوه های یونانی است. ستون دوریک مشتمل بر بدنه ی ستون که از قاعده ی دایره برخوردار است و از پایین به بالا از قطر دایره کاسته می شود.

سطح بدنه ی ستون با شیارهای کم عمق عمودی به نام"قاشقی ها" تزیین شده است. در انتها بخش بدنه با یک خط افقی معروف به "گلوبند" یا گلویی به سر ستون متصل می شود. همه بخش های بنا از سنگ هایی تراشیده شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بدیهی است که در نهایت استادی ساخته و پرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوریک در آغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره ی کلاسیک این نسبت به پنج و یک دوم و پنج و سه چهارم می رسد. در دوره ی هلنی نسبت 7 به 1 می شود.
ب) شیوه ی یونیک (ایونیایی):
این شیوه ی معماری به سرزمین ایونیا واقع در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) منسوب بوده و کمتر از شیوه ی دوریک صلابت و استواری و رسمیت دارد و خاستگاه آن نیز همچون دوریک ناشناخته مانده است. نخستین بقایای معماری شیوه ی ایونیک از پرستشگاه هایی است که متعلق به قرن ششم ق_م است. از ویژگی های این شیوه ستون باریک و بلند با سر ستون پیچ خورده (حلزونی شکل) است. طرح ستون این شیوه به بیننده از هر طرف دید مشابهی می دهد. نسبت ارتفاع به قاعده ی ستون در این شیوه 9 به 1 و 10 به 1 است. یعنی نسبت به ستون دوریک بلندتر است و تعداد شیارهای روی بدنه ستون نیز 24 عدد است.

گنج خانه ی سیفنونسی ها:
این بنا یکی از بناهای دوره ی کهن است که به شیوه ی "ایونیک" و در سال 530 ق_م ساخته شده است.
بنا در شهر "دلفی" قرار دارد، با آنکه این بنا هیچ گونه ستون ایونیک ندارد و حمل و نگهداری سقف توسط ستون پیکرها (کاریاتیدها) است ولی جزو سبک ایونیک محسوب می گردد، از ویژگی های متمایز و مشخص کننده ی دیگر بنا در شیوه ی ایونیک کتیبه ی پیوسته ای است که به عنوان بخشی از یک اسپر سنگین دوره ی کهن است. کاریاتیدها با آن جامه های زیبا و نیم رخ های بسیار مضرس شان هیچ گاه نمی توانستند در متن معماری دوریک با آن خطوط خشک و بی توجهی اش به تزیین بگنجند؛ اما همچنان که از معبد ارختنوم آتن برمی آید، نیازهای معماری می تواند نیم رخ های کاریاتیدها را آرام بنمایاند و معمار و پیکرتراش می توانند برای آفریدن متقاعد کننده ترین جلوه ی ستونی با مضمون پیکره ی آدمی به جای پایه یا ستون نگهدارنده ی عمودی دست به دست یکدیگر بدهند.
معبد آرتمیس:
در شهر "افسوس" آسیای صغیر واقع و در سال 560 تا 550 ق_ م ساخته شده است. معبد دارای ابعاد 55*115 متر است و به شیوه ی ایونیک ساخته شده است. چهار گوشی های تزئینی آن به نقش برجسته هایی از جنگجویان نیزه به دست مزین است. در بخش سنتوری معبد جنگجویان الهه ی "آرتمیس" با سپری در دست نقش شده است.
از دیگر معابد این دوره می توان به معبد آپولون شهر دلفی و معبد آفائیا در شهر آیگینا در قرن ششم ق_م اشاره کرد.

ج) شیوه ی کورنتی (قرنتی):
شیوه کورنتی تا سده ی پنجم پیش از میلاد به وجود نیامده بود و در در اواخر سده پنجم ق_م به عنوان شکلی طبیعی که در تاریکی درون معبد رشد یافته باشد توسط معماری بنام "کالیماخوس" ابداع و به کار گرفته شد. و به ناحیه ی کورنیت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی یونان منسوب است. برای نخستین بار از ستون کورنتی در داخل معابد استفاده گردید، ولی اوج گسترش این شیوه در معماری از حدود سال 300 ق.م به بعد است که در ستون های بیرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است، لیکن شیوه ی کورنتی تا روزگار اقتدار رومیان، رواج نیافته بود.
حاشیه ی حمال در این شیوه نیز غالباً به سه ردیف قالبسنگ روی هم نهاده تقسیم می شود.
ویژگی آن سر ستونی به شکل کاسه ی زنگ رو به بالا، با آرایش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ی ستون کورنتی هم از بدنه ی ستون دوریک باریک تر و بلندتر است. ولی قطر آن، مانند بدنه ی ستون ایونیک، از روی پایه ی ستونی به یک میزان بالا می رود. بهترین نمونه ی معبدی که به این شیوه ساخته شده، معبد زئوس (سده ی دوم ق_م) در شهر آتن است. سر ستون کورنتی با ظرافت بسیار تزئینی اش بیشتر به عنوان یک المان تزئینی مورد توجه بوده و دقت بسیار زیادی که در حجاری های پیکره ها به کار رفته، در سر ستونهای این شیوه نیز دیده می شوند.

آکروپولیس:
در توصیف آکروپولیس یونان شاید نوشته ی نیکوس کازانتزاکیس نویسنده ی برجسته ی یونان در کتاب «گزارش به خاک یونان» که وى براى اولین بار آکروپولیس را مى بیند، خواندنى باشد که مى گوید: «این معبد برایم رمزآلود است. نمى توانم آن را دو بار یکسان ببینم. چنین مى نماید که مرتب تغییر مى یابد، به زندگى بازمى گردد، با نور و چشم انسان بازى مى کند. اما، پس از آرزوى طولانى دیدار، وقتى براى اولین بار با آن روبه رو شدم، چون اسکلت جانورى، بى حرکت بر من جلوه کرد و قلبم مانند گوساله اى جوان از جا نجست. ساختمان، شاهکار عقل، اعداد، هندسه، اندیشه ی بى عیب مرمرین، دستاورد ممتاز ذهن و تمام محاسن را داشت به جز یکى که ارزشمندترین و عزیزترین است، بناى پارتنون قلب انسان را نمى نواخت. هر بار که دوباره به آکروپولیس مى رفتم، به نظرم مى آمد که پارتنون با حالتى مانند رقصى بى حرکت مى جنبد و نفس مى کشد. این معبد که پیش رویم قد برافراشته بود، ثمره ی همکارى میان عقل و دل و میوه ی ممتاز کوشش بشرى است
آکروپولیس آتن، به معنای شهر مرتفع یا صخره ی مقدس است که در یونان و تمام دنیا معروف است. این مجموعه که یکی از مجموعه بناهای با شکوه یونان در عصر کلاسیک است در محل دهکده ی نئولتیک، هسته ی اولیه ی شهر ساخته شده بود و بهترین دژ طبیعی دنیای باستان به حساب می آمد. آکروپولیس در مرتفع ترین نقطه ی دشت بر روی یک تپه ی سنگی صاف که دارای 150 متر ارتفاع از سطح دریاست، در داخل شهر آتن یونان بنا گردیده و 300 پا بالاتر از سطح کلی دشت قرار داشته است و صخره های عظیم عمودی در تمام جهات آن جز در جهت شرقی که شیب ملایمی دسترسی به این مکان را میسر می ساخته، قرار گرفته اند. دارای ابعاد تقریبی 350 در 140 یادر بود که ضلع بلندتر آن در جهت شرقی _ غربی قرار داشته است. آکروپولیس در فاصله ی چهار مایلی از دریای اژه و در دشت اتیکا قرار دارد. از زمان های دور وجود چشمه های طبیعی انسان را به این منطقه کشانده است. این محل از حدود 2800 ق_م مس###ی بوده است.

معبد پارتنون:
مهم ترین بنایی که در آکروپولیس ساخته شد، پارتنون (که رسماٌ به نام معبد آتنا پولیاس خوانده می شد)، نخستین و بزرگ ترین بنا بود که درعصر کلاسیک و برای الهه ی آتنا (خدای پیروزی) که به افتخار او "آتن" هم از او نام گرفته شده، ساخته شده است. بنا بر روی سکوی باشکوه مرمرین به طول 237 پا و عرض 110 پا و در وسط ضلع جنوبی آکروپولیس، بلندترین نقطه ی تپه و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفید مصالح عمده ی بناست. ساختمان به شیوه ی دوریک ساخته شده است. معماران آن ایکتینوس و کالیمراتیس بودند و پیکره های تزیینی آن به سرپرستی فیدیاس دوست پریکلس و یکی از بزرگ ترین پیکرتراشان جهان ساخته و نصب شدند. پارتنون از لحاظ نقشه ی ساختمانی یک معبد دورستونی است و عرض آن اندکی از یک دوم طولش بیشتر است. در ایوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاه های دیگر، به جای شش ستون از هشت ستون (سبک هشت ستونی) و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است. طول و عرض آن 31*70 متر و ارتفاع آن 72.13 متر می باشد که ارتفاع هر ستون 43.10 متر است. یادآوری این نکته ضروری است که در این بنا دو شیوه ی دوریک و ایونیک با هم تلفیق شده اند و در ایجاد نقوش برجسته در چهار گوشی های تزئینی و سنتوری های معبد نهایت دقت را به کار برده اند، این نقوش دارای موضوعات مختلفی هستند.


دروازه ی پروپالایا :
بنا مدخل ورودی آکروپلیس است. راه پیمایان برای رسیدن به پارتنون، راهشان را از سطح پایینی شهر آتن کج می کردند، از شیب آکروپولیس بالا می رفتند و از دروازه ای فخیم به نام "پروپالایا" (سردر ورودی) که یکی دیگر از بناهای پرخرج و با شکوه طرح ساختمانی پریکلس بود می گذشتند. ساختمان این سردر ورودی، که در فاصله ی سالهای 437 و 432 پیش از میلاد به دست منسیکلس معمار ساخته شد، بلافاصله پس از تکمیل بنای پارتنون آغاز شد ولی هیچ گاه به پایان نرسید، شاید علت آن تا حدودی تحمیل هزینه های جنگ پلوپونزی بوده باشد. عده ای نیز معتقدند که چون یکی از بال های آن از معبد آرتمیس برائورونیا می گذشت ساختمانش متوقف شد. طرح سردر ورودی، شکل تکامل یافته و ظریف دروازه ای است مشتمل بر بخشی از دیوار شهر و تالار دروازه که در دو جناحش ساختمان هایی شامل یک کتابخانه و شاید نخستین تالار نقاشی یا نگارخانه (پیناکوئیکی) در تاریخ جهان، ساخته شده اند. در اینجا اشخاص می توانستند پس از پیمودن سربالایی های تند و پیش از راه افتادن به سوی اماکن مقدس واقع بر قلعه ی تل آکرو پولیس در محیطی آراسته و زیبا استراحت و نفسی تازه کنند. در ساختمان سردر ورودی، تغییراتی نسبت به نظم شیوه ی دوریک دیده می شود، بدین معنی که فاصله ی بین ستون های مرکزی بیشتر شده است تا در راهرو جای بیشتر و بزرگ تری ایجاد شود و همچون بنای پارتنون دارای برخی عناصر یونیک مانند ستون های داخلی در امتداد راهرو و بلندتر شدن ارتفاع سقف در موارد لازم برای نگهداری از سقف بنای مرکزی است.بنا به قولی ساختن آن پنج سال طول کشیده است.

معبد آتنا (الهه ی پیروزی) :
معبد کوچک و زیبای آتنا الهه ی پیروزی در کنار سر در ورودی قرار دارد. این پرستشگاه نخستین و کهن ترین نمونه از شیوه ی معماری تماماً ایونیک است که توسط یونانی ها در فاصله ی سالهای 427 و 425 پیش از میلاد و به سرپرستی کالیکراتس معمار ساخته شد. پیش از آن، شیوه ی دوریک در ساختمان بنای کامل چند گنج خانه در المپیا و دلفی در سرزمین اصلی یونان به کار گرفته شده بود (مثلاً در گنج خانه ی سیفنوسی ها ) و این گنج خانه ها را جزیره نشینان دریای اژه ساخته بودند نه ساکنان سرزمین اصلی یونان، پس از برقراری حاکمیت آتن بر جزایر مزبور بود که راه نفوذ عناصر معماری یونان شرقی و یونیک بدان گشوده شد.

معبد ارختئوم:
از دیگر بناهای یونیک در تل آکروپولیس معبد ارختئوم است که در پایان برنامه ی ساختمانی پریکلس برپا داشته شد. نام این معبد از نام ارختئوس قهرمان افسانه ای آتن گرفته شده و تا اندازه ای نیز به او اختصاص داشت. این بنا در فاصله ی سال های 421 و 405 ق_م ساخته شده است و نقشه ای بس عجیب دارد و از نظر پلان با تمامی معابد یونانی متفاوت است. ارختئوم به نظر بسیاری از پژوهندگان هنر در میان سایر آثار معماری یونان شاخص تر است و به نظر آنان شاید ویژگی ها و مشخصات غیرعادی بسیاری که در این معبد دیده می شود به علت ناهمواری زمین زیر بنای آن و تا اندازه ای نیز نتیجه ی عملکرد چندگانه ی این معبد و تعداد زیارتگاه هایی است که در درونش گنجانده اند.
به گفته ی پاوسانیاس جغرافیادان و مورخ یونانی سده ی دوم میلادی، ارختئوم در محل قدیمی برگزاری رقابت تن به تن بین پوسیدون و آتنا برای مسلط شدن بر شهر آتن، یعنی موضوع مجموعه تندیس های سنتوری غربی پارتنون، ساخته شد. در همین نقطه، تخته سنگی وجود داشته که به روایتی نوک نیزه ی سه شاخه ی پوسیدن بر آن کوبیده شده بود و چشمه ی آب شوری بوده که در اثر اصابت نیزه ی سه شاخه ی پوسیدن از زمین جوشیده بود و درخت زیتون آتنا نیز در آنجا روییده بود

.